شفای زندگی

راههای جستجوی آرامش

                                    

انتقاد از خود، یعنی دور شدن کامل از هدف.

انتقاد از خود، تنها بر شدت مسامحه و تنبلی می افزاید.نیروی ذهنی را باید صرف رها کردن الگوی کهنه و ایجاد الگوی تازه اندیشیدن کرد.

بگویید:

من مشتاقم که نیاز به بی ارزش بودن را رها کنم.من ارزش بهترین چیزهای زندگی را دارم و اکنون به طرزی دوست داشتنی همه آنها را خواهم پذیرفت.

چون چند روزی را صرف تکرار مدام و تأکید بر این جمله می کنم، اثر بیرونی الگوی مسامحه ام نیز خود به خود ناپدید می شود.

چون در درونم الگوی ارزشمند بودن را می آفرینم، دیگر نیاز ندارم که خیر و صلاحم را به تعویق بیندازم.

آیا می توانید دریابید چگونه باید جمله های بالا را برای بعضی از الگوهای منفی یا اثرات بیرونی زندگی خود به کار گیرید؟

بیایید وقت و نیرویمان را با کوچک کردن خود برای چیزی که اعتقادهای درونی معینی نمی گذارد از انجامش خودداری کنیم به هدر ندهیم.

اعتقادها را عوض کنید. 

نگرش شما، یا موضوعی که درباره اش صحبت می کنیم هر چه باشد فرقی نمی کند، زیرا تنها با اندیشه سر و کار داریم و اندیشه ها می توانند عوض شوند.

هنگامی که می خواهیم وضعی را عوض کنیم،باید بگوییم که:

من مشتاقم آن الگوی درونم را که این وضع را می آفریند عوض کنم.

هرگاه به بیماری یا مشکل خود می اندیشید،می توانید جمله بالا را بارها و بارها تکرار کنید.به محض گفتن این جمله،از طبقه قربانی بیرون می جهید.دیگر درمانده نیستید و اقتدار خود را تأیید می کنید.

چون می گویید:

من دارم می فهمم که خودم به وجودش آورده ام.اکنون اقتدارم را بازپس می گیرم.عقیده کهنه را رها می کنم و می گذارم پی کار خود برود.

    

نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 14:27 توسط ینی2| |

                       

سلام دوستان بسیار ارزشمند وبلاگی ام:

من رو بسیار شرمنده توجه و محبتتون کردین!ممنون و سپاسگزار لطفتون هستم.همیشه شاد و سرحال و در آرامش باشید.

بسیار خواهان معذرت به علت بی خبر رفتنم هم هستم.لطفا ببخشید.

خیلی دوستتون دارم.

نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 16:2 توسط ینی2| |

بی صبری تنها شکلی دیگر از مقاومت است.بی صبری یعنی مقاومت در برابر فراگیری و دگرگونی.

هنگامی که چنین می طلبیم که همین حالا باید انجام گیرد و بی درنگ تکمیل شود این فرصت را به خود نمی دهیم تا درسی فراگیریم که باید از مشکلی که برای خود آفریده ایم بیاموزیم.

اگر بخواهید به اتاقی دیگر بروید باید از جا برخیزید و قدم به قدم مسیری را بپیمایید.اگر در جای خود بنشینید و صرفا" بخواهید که در اتاق دیگر باشید کاری از پیش نمی برید.این نیز همین گونه است.همه ما می خواهیم که مشکلمان حل شود.اما نمی خواهیم به جزئیاتی که لازمه حل مشکل است بپردازیم.

اکنون زمان آن است که مسئولیت خود را در آفریدن مشکل یا وضعیت خویش تصدیق کنیم.

البته منظورم احساس گناه یا اینکه " من آدم بدی هستم. " نیست.منظورم تصدیق " قدرت نهفته درون " است که هر اندیشه ای را به تجربه بدل می کند.در گذشته ما نادانسته این قدرت را برای آفریدن چیزهایی به کار بردیم که نمی خواستیم تجربه شان کنیم.این آگاهی را نداشتیم که به چه کاری سرگرمیم.

اکنون با تصدیق مسئولیت خود هوشیار می شویم و می آموزیم که این قدرت را آگاهانه و به راه های مثبت و در جهت خیر و صلاح خویش به کار گیریم.

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 17:20 توسط ینی2| |

                                                                                     

                                             

کسانی که فقط به طعم غذا اهمیت می دهند،وقتی به معنویت رو می آورند،معمولا به سوی علم تغذیه کشیده می شوند.دوستی یا کتابی یا کلاسی،این فکر را در آنها القا می کند که آنچه به جسم خود می خورانند،در نوع احساسات و قیافه و ظاهر آنها سهمی به سزا دارد.

تا زمانی که اشتیاق برای رشد و کمال و دگرگونی وجود داشته باشد،هر سطح،انسان را به سطح بالاتر می کشاند.

من درباره تغذیه،اندرز نمی دهم،چون دریافته ام که تمام نظام ها با بعضی از افراد سازگارند.تغذیه،زمینه ای است که باید راه خود را در آن بیابید یا نزد متخصصی بروید که بتواند با آزمایش،تغذیه مناسب شما را پیدا کند.

بسیاری از کتاب های تغذیه را کسانی نوشته اند که خود به شدت بیمار بوده اند و نظامی برای شفای خود یافته اند.آن گاه برای اینکه روشهای خود را در اختیار مردم بگذارند،کتابشان را نوشته اند.هر چند باید به یاد داشت که همه یکسان نیستند.

نگرش تغذیه ای من ساده است.اگر نظامی با شما سازگار است،ادامه اش دهید.اگر سازگار نیست،رهایش کنید.

اما مراقب تغذیه خود باشید.زیرا توجه به تغذیه،عینا" توجه به اندیشه هاست.ضمنا می توانیم به علائمی که بدن ما به ما می دهد گوش فرا دهیم و دریابیم که چه روشی را باید انتخاب کنیم.

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 12:18 توسط ینی2| |

                      

آرزوی عمیق من این است که موضوع " چگونگی شیوه کار اندیشه ها " نخستین درسی باشد که در مدرسه می آموزند.من هیچ گاه اهمیت این نکته را درنیافته ام که چرا دانش آموزان باید تاریخ جنگها را حفظ کنند.به نظر من اتلاف وقت است.به جای آن می توانیم موضوع های شایان اهمیتی نظیر این را بیاموزیم که:

" ذهن چگونه کار می کند " و " چگونه باید امور مالی را اداره کرد " و " چگونه باید برای امنیت مالی سرمایه گذاری کرد " و " چگونه پدر و مادری باید بود " و " چگونه باید روابط نیکو آفرید " و " چگونه باید حرمت به خود را ایجاد و آن را حفظ کرد و چگونه باید خود را ارزشمند دانست. " 

آیا می توانید تصور کنید که اگر در کنار درس های معمول این درس ها را نیز در مدارس می گنجاندند با چگونه نسلی مواجه می شدیم؟

تنها در نظر بگیرید در این افراد که بزرگ می شدند چگونه حقیقت هایی به منصه ظهور می رسید؟

با مردمانی شاد و خوشبخت رو به رو می شدیم که درباره خود احساسی نیکو داشتند.

مردمانی صاحب رفاه مالی که با سرمایه گذاری های خردمندانه شان بر رشد و شکوفایی اقتصادی می افزودند.

با همه رابطه ای دلپذیر داشتند و با نقش خود به عنوان پدر یا مادر آسوده بودند و نسلی از کودکانی را به وجود می آوردند که آنها نیز می توانستند خود را دوست بدارند.

و با همه اینها هر فرد خود باقی می ماند و خلاقیت شخص خودش را عیان و بیان می کرد.

فرصت اتلاف وقت نداریم.بیایید به کار خود ادامه دهیم.

                         

نوشته شده در شنبه سوم تیر 1391ساعت 13:29 توسط ینی2| |

دوست دارم شعری ترکی از شاعر محبوب شهرم شهریار رو براتون بذارم.این شعر برای من مفهوم یک عمر زندگی پرمعنا را دارد، درس صبوری، سیاست زندگی و محبت و خوبی به همنوع همه در این شعر کوتاه جمع شده.

برای اونایی که ترکی زبان نیستن ترجمه ی فارسی آن را می نویسم، هر چند به شیرینی و دلچسبی اصلش نیست.

 

بیر گون آغیز قالی بوش                  بیر گون دولی داد اولی

گون وارکی، هئچ زاد اولماز               گون وارکی، هرزاد اولی

بختین دورا، باخارسان                      یادلار قوهوم قارداش دی

آمما بختین یاتاندا                          قوهوم قارداش یاد اولی

چالیش آدین گلنده                        رحمت اوخونسون سنه

دنیادا سندن قالان                         آخیردا بیر آد اولی

گؤردون ایشین اگیلدی                   دورما، أکیل، گؤزدن ایت

دوستون گؤره ر داریخار                  دوشمن گؤره ر شاد اولی

حالا ترجمه فارسی:

 

یه روز چیزی برای خوردن نداری      یه روزم، دهنت پر از طعم و مزه میشه

روزی هست که هیچ چیزی وجود نداره   روزی هم، همه چیز هست

وقتی شانس و اقبال به تو رو می کنه     غریبه ها باهات، فامیل و برادرند

اما شانست که بخوابه                        فامیل و برادر غریبه میشن

تلاش کن اسمت رو که میارن       برات رحمت طلب کنن و فاتحه بخونن

در این دنیا چیزی که از تو می مونه        در آخر فقط یه اسمه

دیدی کارات خوب پیش نمیره یا به بن بست رسیدی

وای نستا، جیم شو،از دید مردم دور شو

دوستت می بینه ناراحت میشه           دشمنت می بینه شاد میشه.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 11:41 توسط ینی2| |

خود را در کافه تریا یا بوفه هتلی بسیار عالی مجسم کنید که به جای انواع ظروف غذا ظروف اندیشه ها را چیده اند.آن اندیشه هایی را انتخاب کنید که می خواهید و دوست می دارید.زیرا این اندیشه ها تجربه های آینده شما را خواهند آفرید.

اکنون اگر اندیشه هایی را انتخاب کنید که مشکل و رنج می آفرینند احمقانه است.مانند انتخاب غذایی است که هیچ گاه با مزاج شما سازگار نیست و بیمارتان می کند.شاید یکی دو بار غذای نادرست انتخاب کنیم اما به محض اینکه دریابیم چه غذاهایی ناراحتمان می کنند دیگر به آنها لب نمی زنیم.اندیشه ها نیز همین گونه اند.

بیایید از اندیشه هایی که مشکل و رنج می آفرینند دوری گزینیم.

به یاد داشته باشید که:فقط خود شما هستید که در ذهنتان می اندیشید!

شما قدرت بانفوذ و معتبر دنیای خود هستید!

نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 15:2 توسط ینی2| |

 

                                       

                                       

 

 عکس   افراد شاد، موفق ترین ها در محیط کار

 

 

              

اگر خواهان زندگی شادمانیم،باید از اندیشه های شاد سرشار باشیم.

اگر می خواهیم از زندگی کامیاب بهره مند باشیم،باید اندیشه های ما غنی باشند.

اگر زندگی شیرین می خواهیم،باید از اندیشه های مهرآمیز لبریز باشیم.

هر آنچه با ذهن یا با زبان از خود بیرون بفرستیم،به همان شیوه به ما بازمی گردد.


برچسب‌ها: اندیشه های شاد, زندگی کامیاب, اندیشه های مهرآمیز
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 13:30 توسط ینی2| |

اضافه وزن نمایانگر نیاز به حمایت است.

می خواهیم خود را در برابر آزارها و تحقیرها و سوء استفاده و جنسیت و مسائل جنسی و ترس از زندگی به طور عام و خاص و هر چیز دیگر که خود برمی گزینیم حمایت کنیم.

من اضافه وزن ندارم.با این حال،در طول سالها دریافته ام هرگاه احساس ناامنی و ناآسودگی می کنم،چند کیلو به وزنم اضافه می شود.هر وقت تهدید از بین برود،اضافه وزن نیز خود به خود از بین می رود.

پیکار با چربی و چاقی،اتلاف وقت و نیروست.

رژیمهای غذایی مؤثر نیستند.به محض اینکه از رژیم خود دست بکشید،اضافه وزن باز می گردد.

دوست داشتن و تأیید خود،اعتماد به فرایند زندگی و احساس ایمنی به علت باخبر بودن از قدرت ذهنی خویش،بهترین رژیم های غذایی هستند که من می شناسم.

از اندشه های منفی بپرهیزید و رژیم اندیشه های مثبت بگیرید تا ببینید که اضافه وزن خود به خود از بین می رود.

بسیاری از پدر و مادرها(مشکل کودکشان هر چه باشد)توی دهنش غذا می چپانند.این کودکها بزرگ که می شوند،به محض روبرو شدن با مشکل،جلوی یخچال ـ باز می ایستند و می گویند:"نمی دانم چه می خواهم."

الگوی تازه ذهنی:

۱:من با احساسات خود در آرامشم.در همین جا ایمن هستم.من امنیت خود را می آفرینم.خویشتن را دوست دارم و تأیید می کنم. 

۲:عشق الهی از من حمایت می کند.مشتاقم رشد کنم و مسئولیت زندگیم را به عهده گیرم.

۳:دیگران را می بخشم و اکنون زندگی دلخواهم را می آفرینم.


برچسب‌ها: درمان ذهنی چاقی, رژیم اندیشه های مثبت
نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 22:3 توسط ینی2| |

چاقی نیز یکی از مسائلی است که اگر بخواهیم آن را حل کنیم می تواند مقدار زیادی از نیروی ما را به هدر دهد.زیرا چاقی مشکل اصلی نیست.مردم چه بسا سالها می کوشند با چربی زائد بستیزند و با این حال همواره ذچار اضافه وزن هستند.دائماً به دلیل اضافه وزن،خود را و مشکلاتشان را به باد ملامت می گیرند.

چاقی فقط اثر بیرونی یک مشکل ژرف درونی است.

به نظر من همواره نشانه ترس و نیاز به حمایت است.هنگامی که احساس وحشت و عدم امنیت می کنیم یا خود را " بی لیاقت " می پنداریم،بسیاری از ما این اضافه وزن را برای حمایت از خود به جان می خریم.

اگر وقت خود را صرف سرزنش و تحقیر خود کنیم که چرا این قدر سنگین و چاق هستیم،یا برای هر لقمه غذایی که در دهان خود می گذاریم احساس گناه کنیم یا تعداد کالری هر چیز را بشماریم و مدام مراقب وزن خود باشیم،همگی اتلاف وقت است.چون بیست سال بعد نیز می توانیم خود را در همان وضع بیابیم.همه این کارها ما را وحشت زده تر و ناامن تر می کند و آن گاه برای حمایت از خود،به وزن بیشتری نیاز داریم.

از این رو،من توجه به وزن و تمرکز بر رژیم غذایی را نمی پذیرم و مردود می شمارم.

تنها رژیمی که سودمند و مؤثر است،رژیم ذهنی است و کنار گذاشتن افکار منفی.

        


پ.ن۱:من دیگر اعتقاد به محدودیت های کهنه و کمبودها را انتخاب نمی کنم.

پ.ن۲:من مشتاقم که عوض بشوم.من انتخاب می کنم که انجام این کار برایم مفرح باشد.

پ.ن۳:هرگاه چیزی تازه برای رها کردن می یابم،این واکنش را برمی گزینم که گویی گنجی یافته ام.

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 19:13 توسط ینی2| |


آخرين مطالب
» اشتیاق
» معذرت خواهی و تشکر
» قبول مسئولیت آگاهانه
» نگرش تغذیه ای
» مدرسه ای برای تعلیم خوشبختی
» آغیز یئمیشی
» حقیقت این است
» شاد زندگی کنیم
» ادامه مبحث چاقی
» چاقی
Design By : Pichak